|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
زندگی یک زن است!
شنیدهام ملانصرالدین به یکی از مریدانش میگفت زندگی مانند یک زن است. و زندگی نیز چنین است... معنی اینکه میگوییم زندگی اسرارآمیز است همین است. میتوان آن را زندگی کرد ولی نمیتوان آن را حل کرد. میتوانی زندگی را بشناسی ولی نمیتوانی بگویی که چیست. معنی اسرارآمیز همین است. وقتی میگوییم زندگی یک راز است، منظور این نیست که زندگی یک مشکل است. غیرقابلحل بودن، در ذات آن است؛ و خوب است که زندگی را نمیتوان حل کرد، وگرنه آنوقت چه میکردی؟ فقط به این فکر کن: زندگی یک راز است؛ هرچه بیشتر آن را بشناسی زیباتر میشود. ولی هرچه کمتر بشناسی، لحظهای میرسد که ناگهان شروع میکنی به زیستناش، شروع میکنی به جاری شدن با آن. یک ارتباط انزال گونه orgasmic بین تو و زندگی رشد میکند، ولی نمیتوانی دریابی که این رابطه چیست. و آری، آغاز و پایانی نداردزندگی چگونه میتواند آغازی داشته باشد و پایانی داشته باشد؟ آغاز یعنی اینکه چیزی از هیچچیز به وجود آمد و پایان یعنی که چیزی وجود داشت و به هیچی رفت. نه، نمیتوانی خطی بکشی، این احمقانه است. خط کشیدن ممکن نیست زیرا حتی برای کشیدن آن خط نیز به چیزی نیاز داری. نیاز داری که قبل از آن چیزی باشد، وگرنه تعیین مرز ناممکن است. و شروع نکن به اینکه در موردش فکر کنی وگرنه زندگی را از دست میدهی، زیرا تمام وقتی را که صرف فکر کردن در موردش کنی، فقط تلف کردهای. از آنوقت و از این مکان و از این انرژی برای زندگی کردن استفاده کن! [ پنجشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۱ ] [ 8:48 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||