لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

ای فتنه‌ی دل‌بران یغما

وی طیره‌ی لعبتان چینی


خوبان جهان درخت ِ بیدند

تو سرو روان ِ راستینی


بر پشت زمین مقابل‌ات نیست

هر گاه که روی بر زمینی

ای بر همه مهربان و مشفق

با ما به چه جرم، خشم‌گینی؟


هر گه که چو دوستان مخلص

بر خاک نهی ز لطف بینی


هر جور و جفا که بینم آن‌گاه

نازت بکشم که نازنینی


شک نیست که من تو را شکستم

گر خود همه کوه آهنینی

[ دوشنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۱ ] [ 17:41 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا