لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

قطار ها، آدم‌ها را از تو دور می‌‌کنند.

این قانونِ تلخِ حرکت است.

فرقی‌ نمیکند کدامِ طرفِ آن‌ پنجره‌های لعنتی نشسته باشی‌،

در نهایت همیشه یک نفر از ما بازنده است ...

گاهی‌ فکر می‌‌کنم، سینه‌ام شبیه تونل وحشت بی‌ سر و تهی‌ است،

با هزاران هزار قطاری که آدم‌های زندگی‌‌ام را با خود می‌‌برد و می‌‌آورد.

یک سیاهچال پر از هیاهوی آدم‌هایی‌ که حرف می‌‌زنند، میخندند و گاهى می‌‌ترسند.

پر از هیاهوی یک نفر که بی‌ تفاوت نشسته و نمی‌بیند

دلِ من چه بیتابانه،

چه بیتابانه،

در این تاریکی‌ پر هراس می‌‌لرزد

[ دوشنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۱ ] [ 16:24 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا