|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
پشت پرده خواستگاری نادرشاه از ملکه روسیه!یکی از دورههای تاریخی که توسط او مورد بررسی قرار گرفته، دوره افشاریه است که به واسطه قدرت و توانمندی نظامی نادرشاه، جنبههای مثبت و منفی فراوانی در آن قابل احصاست. نادرشاه دوران سلطنت خود را عموماً در نبرد گذراند و تقریباً سالی نبود که وی در آن به جنگ مبادرت نورزیده یا در تدارک آن نبودهباشد. او برای پیشبرد نقشههای خود، از تمام ظرفیتهای ممکن بهره میبرد و البته، پیشنهاد ازدواج یکی از این ظرفیتهای بالقوه بود!
در چنین شرایطی، نادرشاه کوشید از ظرفیت نظامی اروپاییها که همواره از اقتدار دولت عثمانی واهمه داشتند، به نفع خود بهره گیرد. در این زمان، مناقشات میان روسیه تزاری و امپراتوری عثمانی اوج گرفته بود و دو قدرت در اطراف دریای سیاه دایم به یکدیگر چنگ و دندان نشان میدادند. در همان حال، یورش مداوم عثمانیها به صفحات شمال غربی ایران و تلاش برای تسلط بر قفقاز، باعث شد که نادرشاه دایم درگیر بیرون راندن آنها از این منطقه باشد.
روسها هم که برای دفع خطر حمله عثمانیها از قفقاز به کمک نادر سخت محتاج بودند، باب مراوده دوستانه را با وی گشودند و حتی اعلام کردند که حاضرند سرباز و مهمات در اختیار وی قرار دهند تا از آنها برای مقابله با عثمانیها استفاده کند. این وعده، البته چند بار جامه عمل به خود پوشید و یکبار در بحبوحه هجوم عثمانیها به دربند قفقاز، پنج هزار سرباز روس به ارتش نادرشاه ملحق شدند و به او در جنگ کمک کردند. این موضوع مقدمهای برای ورود بیشتر دیپلماتها و بازرگانان روسی به ایران بود. در سال ۱۷۳۰ (۱۱۰۸ خورشیدی)، قدرت به «آنا ایوانوا رومانُف»، ملکه مقتدری رسید که حکومت ۱۰ ساله او، ثبات سیاسی و نظامی لازم را در روسیه ایجاد کرد و این قدرت گرفتن، با اوجگیری اقتدار نادرشاه همزمان شد. روابط میان فرمانروای افشاری و ملکه تزاری به تدریج و با تعاملات نظامی اتفاق افتاده بیشتر شد. با این حال، اطلاعات نادرشاه درباره ملکه روسیه زیاد نبود. تا آنکه یکبار، هنگامی که جمعی از بازرگانان روس به دربار او آمدهبودند، اطلاعاتی درباره آنا ایوانوا به دست آورد. طبق گزارش میرزامهدیخان استرآبادی، «در حین حضور نواب صاحبقران از جماعت تجار [روس]و احوال و پرسش پادشاهی آقا بانو (منظور آنا ایوانواست) نمودند که زن چگونه پادشاهی میکند و ارکان دولت او چگونه خدمت مینمایند؟ ایشان گفته بودند که پادشاهی ما به ارث میباشد؛ از زمان عیسی تا حال آباء و اجداد ما ذکوراً و اناثاً خدمت آن درگاه مینمایند؛ خواه زن باشد و خواه مرد که از ما طایفه خللی راه نمییابد.» بیتردید طرح موضوع خواستگاری از ملکه روسیه، بدون پیشزمینه ذهنی نبودهاست؛ نادر پیش از آن، در پی تجهیز قشون و ایجاد نیروی دریایی در دریای خزر بود و حتی یک انگلیسی به نام «جان التون» را مأمور ساخت ناو جنگی در این دریا کرد. بنابراین، طرح مسئله خواستگاری، آن هم زمانی که سطح روابط میان دو کشور در همه زمینهها افزایش یافتهبود، ارتباط مستقیمی با طرحهای توسعهطلبانه نادرشاه در شمال دریای خزر داشتهاست. پاسخ بازرگانان روس، البته از سر چاپلوسی یا وحشت بود، اما ملکه روسیه برای پاسخ دادن به پیشنهاد نادرشاه، روش زیرکانهتری را به کار برد. او در پاسخ نوشت: «ما مملکت و خود را به هیچ وجه از تو دریغ نداریم، اما لازم مواصلت چنان است به مذهب حضرت عیسی (ع) که داماد وارد حجله ناز میگردد. هرگاه شما اراده اتحاد و یگانگی دارید، باید چند یومی به عنوان ملاقات وارد این دیار گردید و با هم نمک خورده، بعد الیوم نظر به خواهش شما معمول خواهم داشت.» و با این پاسخ، به طورتلویحی به درخواست نادر، جواب منفی داد. ظاهراً این خواستگاری فراتر از مبادله پیامهایی که ذکر کردهایم نرفته است. ایوانوا مدتی بعد، در سال ۱۷۴۰ (۱۱۱۹ خورشیدی)، بدرود حیات گفت و نادرشاه تا سال ۱۱۲۶ خورشیدی، هفت سال پس از مرگ ملکه روسیه، همچنان بر سریر قدرت باقی ماند. [ دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 18:9 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||