|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
مهربانی از میان خلق دامن چیده است وسعت از دست و دل مردم به منزل رفته است رحم و انصاف و مروت از جهان برخاسته است پردهٔ شرم و حیا، بال و پر عنقا شده است نیست غیر از دست خالی پردهپوشی سرو را گوهر و خرمهره در یک سلک جولان میکنند هر تهیدستی ز بی شرمی درین بازارگاه تر نگردد از زر قلبی که در کارش کنند در دل ما آرزوی دولت بیدار نیست برزمین آن کس که دامان میکشید از روی ناز گر جهان زیر و زبر گردد، نمیجنبد ز جا [ یکشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۱ ] [ 14:43 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||