لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

دموکراسی انتخابی ناگزیر میان زهرهای متعدد است.
بطری‌ها حاوی زهر هستند، روی یكی نوشته «دموكرات» و روی دیگر نوشته «جمهوری‌خواه». سیاست‌بازها شما را گول زده‌اند.
آنان تمام راهكار را طوری ترتیب داده‌اند كه شما هرگز هشیار نشوید كه چه خبر است.
تو نوعی خاص از زهر را برای چهار سال انتخاب می‌کنی، در آن چهار سال باید از آن نوع زهر در رنج باشی. چهار سال بعد از آن به ستوه می‌آیی و بطری دیگری را انتخاب می‌کنی!

جمهوری‌خواه، لیبرال، دموكرات، كمونیست، سوسیالیست... این‌ها در تمام اشكال و اندازه‌ها وجود دارند، هركدام را كه بخواهی!
ولی هربار در همان گودال سقوط می‌کنی. شاید بین زهرها تفاوت‌های جزئی وجود داشته باشد، ولی زهر، زهر است.

من دموكراسی را انتخاب بین سیاست‌بازها نمی‌دانم.
به نظر من، دموكراسی یعنی كه دیگر آدم سیاست‌باز وجود نداشته باشد.

تو به شخصه كسی را كه احساس می‌کنی آدم مناسبی است انتخاب می‌کنی، حزب‌های سیاسی وجود نخواهند داشت. در یك دموكراسی واقعی، احزاب سیاسی نمی‌توانند وجود داشته باشند، دلیلی برای وجود آن‌ها نیست.
مردم به قدر كافی هوشمند هستند كه خودشان انتخاب كنند.
سیاست‌بازها نیازی ندارند كه بروند و مردم را متقاعد كنند كه «من آن شخص مناسب هستم و دیگری نیست.» و دیگری هم همین کار را می‌کند و مردم بیچاره در سردرگمی كامل، به‌ناچار، كسی را انتخاب می‌کنند!

[ سه شنبه بیستم اردیبهشت ۱۴۰۱ ] [ 16:31 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا