لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

 





 آخر ای دوست نخواهی پرسید
که دل از دوری رویت چه کشید
سوخت در آتش و خاکستر شد
 وعده های تو به دادش نرسید

داغ ماتم شد و بر سینه نشست
اشک حسرت شد و بر خاک چکید
آن همه عهد فراموشت شد
چشم من روشن روی تو سپید

جان به لب آمده در ظلمت غم
کی به دادم رسی ای صبــح امیــد
آخر این عشق مـرا خواهد کشت
عاقبت داغ مـرا خواهی دید

[ سه شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ] [ 20:35 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا