حقیقت با کدامین عقربه های ساعت خود را آویخته است که پیدا نیست هر دو نالان اند زمین از لگد مال شدن و آسمان از درد دوری گاهی قلبی... گرفتار نگاه های پاک درختان می شود وآنگاه ناگفته ها طغیان می کند سکوت رازی دارد! که هیچگاه نمی خندد و گاهی . . . گاهی که نه ! حقیقت همیشه تلخ است