لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

و باز هم همان اشتباه همیشگی 

و همان زودباوری 

.

.

.

همیشه به  خودم می گفتم ساده دل ولی خیلی وقته فهمیدم سادگی بود ولی ساده دلی نبود بلکه خریت و ساده لوحی بود .

.

.

.

همیشه برای دیگران میگفتم گران باشید تا بهایتان را پرداخت کنند ولی حالا فهمیدم که جنس ما را مفت هم برنمی دارند 

.

.

.

می گویم و می گذرم 

.

.

.

این اشکالی ندارد هم روی بقیه اشکالی ندارد ها 

.

.

.

از دست خودم خستم 

.

.

.

و از دست شما دلگیر 

.

.

.

قلبم درد میکند 

 

 

 

[ سه شنبه نهم فروردین ۱۴۰۱ ] [ 0:56 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا