|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
مینیاتورهای رضا عباسی بهترین نقاش دوران صفویه
مینیاتور پرنده، اثر رضا عباسی، 1043 قمری، دوران صفویه رضا عباسی از جملۀ نامدارترین نقاشان تاریخ هنر مصوّر ایران و همچنین بهترین نقاش دوران صفویه است که با مینیاتورهای خود تحولی بزرگ در زمینۀ نگارگری ایرانی ایجاد نمود. نقاشی پرندگان در آثار رضا عباسی کمتر از نقاشی جوانان متمول و عاشقان عشقورز به چشم میخورد اما با این حال وی توانسته است تا نقاشیهای دلانگیزی از پرندگان ایجاد کند. در نقاشی بالا، او از قلمموهای ریز استفاده کرده است تا پرهای بلبل را به صورت دقیق نمایش دهد. دقت رضا عباسی در کشیدن این پرنده تا حدی است که گویی دارای تحرّک است و این موضوع نشان از واقعیتپردازی سبک وی دارد. البته اندازۀ پرنده به گونهای است که با درختان و بوتههای پس زمینه تناسب ندارد و مقیاس اندازۀ واقعی در آن رعایت نشده است. در سمت چپ نقاشی کتیبهای با خط نستعلیق سیاه نوشته شده که در بر دارندۀ تاریخ ایجاد و نام نقاش است. این اثر زیبا و شایستۀ تحسین یکی از آخرین آثار رضا عباسی است که هماکنون در موزۀ متروپولیتن نیویورک جای دارد. نقاش: رضا عباسی (نقاش سرشناس دورۀ صفوی)
رضا عباسی نقطۀ عطف تاریخ نقاشی ایرانهنرشناسان، آثار رضا عباسی و مکتب او را نقطۀ عطف تاریخ نقاشی ایران پس از کمال الدین بهزاد میدانند. در آثار او، آخرین دستآوردهای تصویرسازی ایرانیِ زمانهاش به نخستین آثار هنری دوران جدید تبدیل میشود. این استاد همانگونه که عوامل تصویرسازِ سنتی را با روش جدیدی به کار میبرد، با تکیه بر مضمونهای گذشتۀ نقاشی ایرانی، موضوعهای تازهای برای کار هنری انتخاب میکند. آثار باقی مانده از رضا عباسی، گویای پویایی اندیشۀ اوست. برتری رضا عباسی نسبت به نقاشان زمانهاش در دوران صفویه، توانایی او در نمایش مکتب فکریاش در آثار نقاشی است. همین پشتوانۀ فکری، از آثارش سرمشقهایی برای نقاشان قرنهای پس از او میسازد.
شکارچی گرگ، اثر رضا عباسی، 1642 میلادی، اصفهان فضای آرام و انتزاعی آثار رضا عباسیرضا عباسی با خالی کردن سطح اثر نقاشی از عوامل غیر لازم برای نمایش مضمونی یکه، فضاسازی نقاشی ایرانی را که از تقسیم بندیهای هندسی کتابنگاری به فضایی روستایی در آثار «محمدی» تبدیل شده بود، به سطحی برای نمایش اثر دیداریِ خط و حرکت فرمها تبدیل کرد. او در آثارش فضایی آرام و انتزاعی برای تخیّل به وجود آورد و از این راه آنها را به نگارههای تاریخی پیش از اسلام و باورهای فلسفی پس از آن پیوند زد.
سوگواری بر جنازۀ عیسی مسیح، اثر رضا عباسی، اوایل قرن 17 میلادی رضا عباسی شاگرد کتابخانۀ شاهی قزوینرضا عباسی نقاشی را به عنوان شاگرد در کتابخانۀ شاهی قزوین آغاز کرد. او در هر بخش از تولید یک کتاب خطی، به ویژه نقاشی و خوشنویسی آن، استاد بود. گفته شده است از سال 1012 قمری (1603 میلادی)، زمان سفرِ جنگیِ شاه عباس به غرب ایران، به مدت چهار سال این نقاش از کاخها بیرون آمده و با مردم عادی معاشرت کرده است. آثار تکورقی کشتیگیران، لوطیها، و درویشهایی را که پس از این تاریخ، میان آثارش دیده میشوند، نتیجۀ این معاشرتها دانستهاند. میتوان گفت، آشنایی این هنرمند با افرادی که برعکس کارفرمایانش، دنیا و آنچه را که در آن است، رها کرده بودند و به آخرین دلیلهای هستی میاندیشیدند، او را دگرگون کرده است. رضا عباسی در این دورانها با متنهای عارفانه آشنا شده است و سیر و سلوک روحانی آنها، توجهش را جلب کرده است.
جوان و درویش، منسوب به رضا عباسی، نیمۀ دوم قرن 17 میلادی توجه رضا عباسی به باورهای عرفانی در دوران صفویهمیتوان توجه رضا عباسی به باورهای عرفانی را آغاز لحظهای دانست که آرمانهای ذهنی نقاشان از حماسی و قهرمانی به سوی معنوی و عرفانی تغییر جهت میدهند. نقاشان ایرانی از آغاز دوران کتابنگاری مغولی، به عنوان کارگران صنعتی، داستانهای تاریخی، حماسی، یا عاشقانۀ قهرمانی را مصوّر میکردهاند. لازم به یادآوری است که بسیاری از نقاشان ایرانی صوفی، عارف یا وابسته به یکی از نحلههای آن بودند، ولی از ترس از دست دادن حمایت دربار یا کارفرما، این باور یا وابستگی، امری خصوصی و محرمانه باقی میماند و امکان گسترش به جهان بیرونی و غیرذهنی را پیدا نمیکرد. به همین دلیل، دستور کارفرماها آنها را مجبور میکرد اینگونه متنها، به ویژه شاهنامۀ فردوسی را بارها بخوانند و تصویر کنند. از طرف دیگر، وضعیت تاریخی، زندگی نابسامان، نداشتن امنیت جانی و مالی، و احساسهای ملی، آرمانها و آرزوهای آنها را به سوی قهرمانان و پهلوانان جنگجو، بیرقیب و شکستناپذیرِ این متنها میکشاند. همزمان با تبدیل شدن آرمان فردیِ حماسی به آرمانی جمعی میان هنرمندان، کتابنگاری نیز در آخر دوران تیموری و اول صفویه به نقطۀ اوج خود میرسد.
گذر فریدون از دجله برای نبرد با ضحاک، اثر رضا عباسی، 1590 تا 1600 میلادی جایگزین شدن آرمان مذهبی قهرمانی با پهلوان ملی در دوران صفویهبا آغاز دوران صفویه، در عمل و واقعیت، آرمان مذهبی قهرمانی جایگزین پهلوان ملی میشود. قهرمان جدید حامل و نمایندۀ بینش دیگری نسبت به جهان و هدفهای آرمانی است. با استقلال جبری نقاشان از نیمۀ قرن دهم قمری (16 میلادی) و آزاد شدن از دستورهای کارفرما، نقاش نیز امکان گسترش نگاه و روش تفکر خود را پیدا میکند. در این راه، با بینشی جدید و نگرانی کمتر، با متنهای مختلف مذهبی و عرفانی آشنا میشود. از میان آنها، مفهومها و معنیهایی که به آرمانهای پیشین او نزدیکترند، سهلتر در ذهنش جایگزین میشوند. اینگونه مفهومها نیز بیشتر در شعرهای عارفانِ شاعر به صورت نماد و نشانههای رمزی خودنمایی میکنند.
عاشقان، اثر رضا عباسی، 1039 قمری (1630 میلادی) با پیروزیهای جنگی صوفیان صفوی، عملاً آزادگی و معنویت بسیاری از نحلهها زیر سؤال رفت. به این دلیل افرادی که در آرزوی رسیدن به صلح و آرامشی درونی از این راه بودند، به سوی باورهایی کشیده شدند که قدرت سیاسی و مالی را نفی میکردند و از مهر و عشق دم میزدند. در این میان، باورهایی که در آنها مفهومهای یاد شده با گفتگو از جمال و زیباییِ سرمدی همراه بودند، یا اندیشههایی که اینگونه مفهومها را توصیف میکردند، توجه نقاشان را بیشتر جلب کردند.
مرد خوشنویس، اثر رضا عباسی، 1600 میلادی، موزۀ بریتانیا British Museum مفهومهای روحانی و معنوی در مینیاتورهای رضا عباسیرضا عباسی با فاصله گرفتن از آرمانهای قهرمانی، به مفهومهای روحانی و معنوی نزدیک شد. او تنها نقاشی است که با زندگی کردن در موقعیت تاریخی ویژهای، توانایی درک این دو نوع آرمانخواهی را داشت. این هنرمند با شاگردی در محضر نقاشانی با آرمانهای معنوی و روحانی (در اصفهان)، خود نیز به اینچنین نقاشی تبدیل شد. هر یک از آثار رضا عباسی در دوران بلوغ فکریاش، در حکم بیانیهای هنری است که نظرهای او را در مورد اجتماع، اخلاق و باورهای معنوی و هنریاش آشکار میکند. بیشتر مینیاتورهای رضا عباسی بعد از این دوران، بنمایهای از مفاهیم معنوی را در خود جای دادهاند.
دو عاشق و یک مرد، اثر رضا عباسی، حدود 1610 تا 1615 میلادی
مرد با گربه، اثر رضا عباسی، اواسط قرن 17 میلادی توجه رضا عباسی به نماد بلبلرضا عباسی با تغییر جهت به طرف آرمانهای معنوی، متوجه نماد بلبل (مرغ نغمهخوان) در آثار عارفانِ شاعر میشود. شرح و توصیف احوال روانی و روحی عشق در این متنها بیشتر از زبان این مرغ نغمهسرا بیان میشود که در واقع زبان حال شاعر است. این شرح و وصفها بیشتر بیان رابطۀ مثالیِ بلبل با گل سرخ یا صد برگ است. چنانکه امروز اصطلاح گل و بلبل در زبان فارسی کنایه از دو یار جدا ناشدنی است و نام هر یک، دیگری را تداعی میکند. برای مثال: چونکه گل رفت و گلستان درگذشت فکر بلبل همه آنست که گل شد یارش بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود
جوان خوابیده، اثر رضا عباسی، اواخر 1500 تا اوایل 1600 میلادی، اصفهان مرغ نغمهخوان و پرندگان خواننده در نقاشیهای رضا عباسیدر آثار رضا عباسی، مرغ نغمهخوان به صورت نمادی معنوی و آشنا به خود شکل داده است. در این آثار اندازۀ گل، تناسب و مقیاس مرغ را دیکته کرده است. به دلیل آنکه این نقاش تنها پرندگان خوانندهای را که در دسترس و دید او قرار داشتهاند و بومی باغهای اصفهان بودهاند، مانند دمجنبانک، چرخریسک، و بلبل خرما، برای بازسازی و طراحی دقیق انتخاب کرده است. در حالی که میتوانست مانند منصور (نقاش هندی معاصرش) پرندگان متفاوتی را با این اسلوب نقاشی کند. دلیل دیگر این توجه را باید در شرایط فکری محیط زندگی و محل کار این نقاش جستجو کرد. این شرایط باعث میشوند او به جای کار مکانیکی یا تکراری، ذهنی پویا و جستجوگر پیدا کند و محیط طبیعی و مردم بیرون از طبقه و قشر خود را ببیند و تصویر کند. توجه به متنها و شعرهای عرفانی، دقت در اندیشههای نظری، در آن دوران امری رایج بوده است.
پیرمرد درویش و جوان شراب در دست، منسوب به رضا عباسی، اواخر قرن 17 میلادی توجه رضا عباسی به روح و جسم در تابلوی لوطی و انترشرضا عباسی در یکی از نخستین آثار نقاشی نمادین ایرانی پس از اسلام، تابلوی «لوطی و انترش»، زندگی روان و روح انسان را از حیات جسمانیاش جدا کرده است تا بتواند آنها را به شیوۀ خود در دو بخش و با دو نشانه نمایش دهد. در این اثر، «جسم» با نشانۀ فردی که دور شهرها میگردد و مردم را میخنداند (دورهگرد مضحک یا لوطی انتری) و «روح» با نشانۀ مرغی که در دست او اسیر است و میخواهد آزاد شود، نمایش داده شدهاند. برای پیدا کردن دلیل انتخاب «مرغ» به عنوان نشانۀ «روح» در این اثر باید به نمادهای متنهای شعری و ادبی عارفان پیش از این دوران مراجعه کرد. در این اثر، اندازه و شکل ظاهری مرغ را باورهای نقاش تعیین کردهاند.
مردی با لباس خزدار، اثر رضا عباسی، حدود 1600 میلادی پیروی رضا عباسی از کمال الدین بهزاد در تصویر کردن پرندهپیش از به وجود آمدن نقاشی «لوطی و انترش»، رضا عباسی به پیروی از کمال الدین بهزاد، استادی که به او عشق میورزید، در ترکیببندیهای مفصل خود همیشه بر زمینۀ اثر یک جفت مرغ (معمولاً زاغچه یا سبزهقبا) را در حال گفتگو بر شاخههایی تصویر کرده بود. بازسازی یا اشاره به عوامل تصویرساز آثار بهزاد توسط رضا عباسی، نشانۀ همسو بودن واقعیتگرایی او با اندیشههای رضا عباسی است. نقش دو پرنده در حال همسرایی حتی در آخرین آثار رضا عباسی بر روی لباس شخصیتها دیده میشود.
جوان با اناری در دست، اثر رضا عباسی، 1600 تا 1650 میلادی چرا رضا عباسی به بازسازی عکس گونۀ «دمجنبانک» و «چرخریسک» پرداخته است؟رضا عباسی با بازسازی دمجنبانک و چرخریسک در دو دوره از کارش، دنیای نقاشی ایرانی را با طبیعت مقایسه میکند و خیال را که در زمان او استعدادی اساساً معنوی به حساب میآمد در مقابل واقعیت قرار میدهد. گفتگو از دنیای خیال و خیال فعال به عنوان واقعیت، بخشی از مباحث فلسفی دوران او بود. رضا عباسی برای درک تفاوتهای دنیای نقاشی ایرانی (جهانی خیالی که از تواناییهای معنوی برآمده است) با جهان واقعی، این پرندهها را بازسازی میکند. رضا نگارگری بود که آمادگی تجربه داشت ولی چون پس از هر تجربه دوباره به دنیای نقاشی ایرانی و شیوۀ شخصیاش برمیگردد، به این نتیجه میرسیم که معیارها و مکتب نقاشی ایرانی را ترجیح داده است. همین توجه به باورهای معنوی و رابطۀ این باورها با دنیای خیال باعث میشوند پیروانش نیز به راه نقاشان هندی و اروپایی کشیده نشوند و به بازسازی مکانیکی طبیعت نپردازند.
شکار پروانه توسط پرنده، اثر شفیع عباسی، شاگرد برجستۀ رضا عباسی، 1650 میلادی
ورقی از مرقع گلشن، اثر رضا عباسی، 1618 میلادی منبع متن: [ چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 9:49 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||