بهار که پرستوها می آیند من کوچ میکنم. مقصد من شهر آرزوهای آبی ست. بهار که بیاید شکوفه ها ناخواسته میشکفند و من با چمدانی پر از برف به سوی خورشید می روم. لحظه ی ناب دل کندن از نداشته هایم و خداحافظ ای داشته های من
[ سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۰ ] [ 18:34 ] [ گنگِ خواب دیده ]