|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
فکر میکردم اگر اینهمه مسئولیت روی دوشم نبود و اینقدر محدودیت زمانی نداشتم، کارهای بزرگتری میکردم و اتفاقات خوبتری میافتاد. فکر میکردم اگر تنها بودم و کسی نگرانم نمیشد، کسی از من توقعی نداشت و کسی انتظارم را نمیکشید؛ امکانم برای موفقیت بیشتر بود. فکر میکردم احساسات، دست و پای مرا بستهبودند و تعلقاتم به همه چیز، مرا از افقهای روشن جهان، دور تر میکرد. [ سه شنبه هفتم مرداد ۱۴۰۴ ] [ 8:51 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||