|
لبخند بزن لحظه ها را دریاب
| ||
|
خودت را در انرژی فناکن. یک پارچه انرژی عشق شو. نه عاشق شخصی مشخص، بلکه عاشق همه چیز و هر چیز.یا حتی عاشق هیچ چیز شو. مسئله، موضوع و مخاطب عشق نیست، بلکه خود انرژی سزشار عشق است. برگرفته از سخنان اوشو اگر در سکوت اتاق نشسته ای، بگذار آنجا از انرژی سرشار شود. هاله ای از عشق پیرامون خودت ایجاد کن. آن گاه که به درختان مینگری عاشق درختان شو. آن گاه که به ستارگان چشم میدوزی عاشق ستارگان شو تو خود عشق هستی، همین و بس تو عشق میشوی و هستی معشوقت. هستی خدای تو میشود. انسان ها بدون اینکه به عشق تبدیل شوند به دنبال خدا میگردنند. سخنان اشو وقتی عشق و نفرت وجود نداشته باشد، همه چیز روشن و واضح می شود. اگر آن کار را بدون عشق انجام می دهید، بنابراین شما مانند یک برده کار می کنید. بله، من دوست دارم که خودت را دوست داشته باشی، زیرا تا زمانی که خودت را دوست نداشته باشی، نمی توانی دیگری را دوست داشته باشی. اگر خودتان را دوست نداشته باشید، نمی دانید عشق چیست. اما قبل از اینکه بتوانید خودتان را دوست داشته باشید، باید خودتان را بشناسید. از این رو عشق ثانویه است، مراقبه اولیه است اگر واقعا می خواهید عشق را بشناسید، عشق را فراموش کنید، مراقبه را به خاطر بسپارید.
اگر می خواهید گل رز را به باغ خود بیاورید، گل رز را فراموش کنید و از بوته رز مراقبت کنید. بهش غذا بده، آبیاریش کن، مواظب باش که به اندازه آفتاب، آب بخوره. اگر از همه چیز مراقبت شود، سرنوشت گل رز در زمان مناسب خواهد آمد. شما نمی توانید آنها را زودتر بیاورید، نمی توانید آنها را مجبور کنید زودتر باز شوند، و نمی توانید از گل رز بخواهید که کامل تر باشد عشق در وجودت گل رز است، اما وجودت را آماده کن. تاریکی و ناخودآگاهی را از بین ببرید. بیشتر و بیشتر هوشیار و آگاه شوید، و عشق به میل خود و در زمان خودش خواهد آمد. لازم نیست نگران آن باشید. و هر زمان که می آید همیشه عالی است. عشق یک تجربه معنوی است، نه به جنسیت و نه ربطی به بدن، بلکه چیزی است که با درونی ترین وجود ارتباط دارد. عشق نیاز به آگاهی بی اندازه دارد. عشق ملاقات دو روح است و شهوت ملاقات دو بدن. شهوت حیوانی است، عشق الهی است اما تا زمانی که ندانید که یک روح هستید، نمی توانید بفهمید که عشق چیست هنگامی که به مرکز وجود خود رسیدید، عشق را خواهید دید که از شما ساطع می شود. این کاری نیست که شما انجام دهید. گویی خورشید طلوع کرده و گلها باز شده اند و هوا از عطر آنها پر شده است یکی از اسرارآمیزترین چیزها در مورد انسان این است که او به دادن چیزهایی ادامه می دهد که ندارد. شما به دادن عشق ادامه می دهید و در وهله اول آن را ندارید، و همچنان از دیگرانی که آن را ندارند عشق می خواهید، گداهایی که از گداها گدایی می کنند دیگران تبدیل به آینه ای شده اند که در آن منعکس می شوید. عاشقان آینه یکدیگرند. عشق شما را از چهره اصلی خود آگاه می کند به جای اینکه در یک رابطه عاشقانه باشید، یک فرد دوست داشتنی باشید، زیرا روابط یک روز اتفاق می افتد و روز دیگر ناپدید می شود. آنها گل هستند، صبح شکوفه می دهند، تا عصر که از بین می روند مردم می گویند عشق کور است چون نمی دانند عشق چیست من به شما می گویم فقط عشق چشم دارد غیر از عشق همه چیز کور است. [ دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۲ ] [ 7:47 ] [ گنگِ خواب دیده ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||