لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

خواب دیدم ما را بُریدند

و به کارخانه‌ چوب بُری بردند

آنکه عاشق بود، پنجره شد

آنکه بی رحم بود، چوبه‌ی دار،

از من اما دری ساختند برای گذشتن...

[ سه شنبه ششم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 9:2 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا