لبخند بزن
لحظه ها را دریاب 

هر روز از کنار تو رد می شوم همین!

کاری که یک دقیقه… که یک لحظه… آنی است

از بس که عاشقم همه دارند می رسند

کم کم به این نتیجه که لیلا روانی است

اینها قبول اینکه به تو فکر می کنم

که با تو عاشقم که قشنگ است بودنم

به زندگی برای تو اقرار می کنم

اما برای جامعه ننگ است بودنم

هروقت مثل آدم زنده شبیه تو

قلبم درست می زند آشوب می شود

اینقدر بی جهت نگران دلم نباش

زخمش زیاد نیست خودش خوب می شود

زخمش زیاد نیست ولی من بدونِ تو…

من هیچ وفت مثل تو عاقل نمی شوم

یک بار توی زندگی چند ساله ام

آدم شدم ولی متعادل نمی شوم

[ شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۵ ] [ 10:19 ] [ گنگِ خواب دیده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


حسن پوش
امکانات وب
<

کد هدایت به بالا