آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: مجله یغما » یادنامه یغما (از صفحه 415 تا 422)
عنوان مقاله: مشعشعیان لرستان (8 صفحه)
نویسنده : ساکی، علی محمد
چکیده :
کلمات کلیدی :
یغما » شماره -1 (صفحه 415)

مشعشعیان لرستان

علی محمد ساکی

ایران باختری خاستگاه عمده غالیان این سرزمین است.اندیشه‏های افراطی‏ در باب مقام والای مولای متّقیان(ع)نمی‏تواند صرفا زائیدهء وابستگی این بخش از خاک میهن ما به قلمرو خلافت کوفه بوده باشد.پیش از اعتلای اسلام مهرپرستان به‏ صورتی نیرومند عقاید خویش را گسترش داده و به دنبال آنان زردشتیان،مانویان، مزدکیان و پیروان نستور دیوس به تبلیغ آداب مذهبی خویش پرداخته بودند.گروه اخیر در اروپا علیه انسان خدائی مسیح به پا خاسته و بر آن باور بودند که حضرت‏ عیسی(ع)فقط حامل خدا بوده است و روح القدس بر کالبدش ظاهر گشته است. سخنان نستوردیوس موجی از خشم و کینه را برانگیخت و ناگزیر شد که از امپراطوری‏ روم شرقی به شهر«اور»در بین النهرین جنوبی پناه برد و در سال 489 میلادی از این شهر نیز اخراج و در غرب ایران مسکن گزید.پیروانش در این ناحیه نفوذ فراوانی‏ یافتند و در اواخر ساسانیان قریب 120 دیر برپا کرده بودند.پس از پیروزی عرب بر ایران و گرایشی که نومسلمانان ایرانی به آل علی(ع)پیدا کردند آمیزه‏ای از عقاید گوناگون اسلامی و دیگر مذاهب قدیمی آریائی و فلسفه حلول و تناسخ براساس‏ افراط در حبّ امام اوّل شیعیان به وجود آمد.داستان عشق به آفریدگار و جلوه‏های

یغما » شماره -1 (صفحه 416)

گوناگون آن از فصول دلکش باورهای کوه‏نشینان ایران باختری است.ظرافت‏ اندیشه‏های عارفانه با پاکدلی زندگی ساده چادرنشینان درهم آمیخت و حاصل آن‏ صرفنظر از گرویهای گوناگون غالیه پیدایش خاندانهای اهل حق می‏باشد.این‏ خاندانها مشتمل بر یازده تیره به اسامی شاه ابراهیمی،بابا یادگاری،خاموشی، عالی‏قلندری،میرسوری،سید مصطفی،حاجی باویسی،ذو النوری،آتش‏بیگی، شاه حیاسی،بابا حیدری می‏باشند.از میان اینان نیز خاندانهای شاه حیاسی و آتش‏بیگی اعتقاد به جلوه ظاهری حق در این روزگار نیز دارند،امّا دیگران می‏گویند که جلوه واجب الوجود در هر خاندان و مجمع عبادات اهل حق پدیدار می‏گردد. آتش بیگی‏ها به علّت تعداد نسبتا زیاد و زعامت خاندان مشعشی برجستگی ویژه‏ای‏ دارند در مناطقی چون چاواری،ابو الوفا،سنجابی«شهرستان خرّم‏آباد»،دره میانه‏ «بروجرد»،ماهیدشت،نجف‏آباد،سر فیروزآباد و پاچنار و صحنه و کنگاور،کرند، اسلام‏آباد غرب،هلیلان(طایفه جلالوند)«استان باختران»،دهستان خرّمرود و قصبه‏ کشین«همدان»،خزل،انجیره،علوسان،ده‏سرخه«نهاوند»،ایل قره‏قویونلو «ماکو»،روستاهائی در بیجار و تکاب،آتش بگ کندی در هشترود مراغه،روستای‏ نوا و ایلهای خان نانلو،نیازلو،در قره‏چه داغ،توی دره،نازلوچای،باراندوزچای در اورمیه،حسن بکنده،لابوژده،چم‏خاله،تراب خاله در لنگرود و رشت،کریم‏آباد در چالوس و دیگر نقاط شمال و شمال غربی و غرب و مرکز ایران جای دارند.پیشوایان‏ خاندان آتش‏بیگی به سادات مشعشعی اشتهار دارند.در باب ورود مشعشعیان به‏ لرستان اسناد دقیق و منظمی در دست نیست لذا به ذکر روایات موجود اکتفا می‏کنیم:

الف:مرحوم حاجی نعمت اللّه جیحون‏آبادی پیشوای برجسته خاندان‏ شاه هیاسی(شاه ایازی)که تألیفات ارزنده‏ای در باب روایات و اساطیر اهل حق از او باقی مانده است در کتاب شاهنامه اهل حق چنین می‏نویسد:1

محمّد بدی مظهر شابرام‏ پس از شا جلیل گشت ظاهر به جام‏ هم از بختیاری نمودند ظهور پس از صیمره هم نمودی عبور که سید محمّد نوربخش آن بدی‏ که حقّ هم به جامش به مهمان بدی

(1).شاهنامه حقیقت به اهتمام محمد مکری.

یغما » شماره -1 (صفحه 417)
همی قاسم نور بودیش پور بدی یادگار آن زمان در ظهور که قاسم به املاک غزنین بماند که از معرفت درس عرفان بخواند

ضمن این اشعار می‏گوید که سیّد محمّد دارای چهار پسر به اسامی آتش‏بگ، الماس‏بگ،جمشیدبگ،ابدال‏بگ بوده است.پس از او پسرش آتش مسندنشین‏ خاندان گردیده است.

پس از آن شد آتش به شاه جهان‏ به او سر پرده بسی یارسان‏2 بشد سکه‏اش در حقیقت روا در آن خاندان گشت فرمانروا

آتش‏بگ معاصر سید فرمنی مسندنشین خاندان خاموشی و شیخ امیر زوله‏ای‏ بوده است.این شیخ امیر در میان اهل حق مقامی ارجمند دارد و کلماتش(در کتاب‏ مقدّس کلام سرانجام)شهرت فراوان دارد.درباره مقام آتش‏بگ و سید فرمنی و هنرنمائی و رقابتشان افسانه‏ای زیبا ذکر می‏کنند که غرض از آن برتری هفت‏تنان‏1بر هفتوانه می‏باشد.2مردان برجسته اهل حق اغلب دارای اسامی عرفای بزرگ ایران‏ هستند ولی اهل حق بر آن سرند که اینها فقط از باب شباهت اسمی است.بنابر همین اعتقاد می‏گویند سید محمد نوربخش خودشان غیر از سید محمد نوربخش مذکور در تواریخ تصوّف می‏باشد.مشارالیه از عرفای عظیم الشأن قرن نهم هجری و بانی‏ سلسله نوربخشیه می‏باشد و در سال 795 هجری در قاین خراسان متولّد شده است. سید محمد نوربخش از مریدان خواجه اسحق ختلانی و لقب نوربخش را از مراد خویش گرفته بود.پس از توسعه مبارزات صوفیان و سوء قصد به شاهرخ گورکانی نه‏ فقط افراد آن فرقه مذهبی بلکه تمام صوفیان ایرانی مورد سوء ظن قرار گرفتند.این سوء قصد را کپنک‏پوشی احمد لرنام در مسجد جامع هرات در 23 ربیع الثانی سال 830 هجری انجام داد و جان بر سر مقصود نهاد.سید محمّد نیز از جمله مغضوبین بود و (1).پیروان اهل حق را یارسان(یارستان)نیز گویند.

(2).هفت تن:که معمولا آنرا هفتن می‏گویند،هفت نفر افراد شاخص نگهبان و حافظ حق‏جویان و نگهدارنده‏ سرّ هستند.

(3).هفتوانه:هفتوانه یعنی مانند هفت تن،یعنی هفت نفری که مثل هفتن هستند.وانه در واژه لکی به معنی‏ مثل و مانند و از ارادت تشبیه است.

یغما » شماره -1 (صفحه 418)

متواری گردید.پس از مرگ شاهرخ در سال 850 هجری خود را به شهر ری رسانید و سرانجام در سال 869 هجری جهان را بدرود گفت و در قریه سولقان مدفون گردید. منصب او را پسرش قاسم معروف به شاه قاسم فیض‏بخش اشغال کرد.سرگذشت‏ سید محمّد نوربخش اهل حق با تمام مغایرتی که با آن عارف برجسته دارد مؤیّد این‏ نکته می‏باشد که اهل حق از شهرت رجال نیکنام صوفیان برای پیشرفت خود با قید (دوگانگی)بهره برده‏اند.کما اینکه در مطالعات مربوط به سلطان سهاک(سحاق) بایستی به دنبال صوفیان نام‏آوری چون صفی الدین اسحق اردبیلی،اسحق ختلانی و غیره تحقیقاتی را آغاز کرد.

2-پیروان اهل حق چون به تناسخ و حلول و جامه به جامه شدن معتقدند بعید نیست سید محمّد موردنظر خود را دون سید محمّد نوربخش پنداشته باشد.

3-انتساب مشعشعیان لرستان به بازماندگان سید محمّد مشعشع در دیدگاه‏ بزرگان آتش‏بگی مقبولتر می‏نماید و حضرت آقا نظام الدین مشعشعی برآنند که اینان‏ شاخه‏ای از فرزندان سید محمّد مشعشع و والیان هویزه هستند.بنا به اظهار ایشان تا چند سال قبل نیز بعضی از موالی هویزه که چون دیگر تیره‏های عرب اطلاعاتشان در نسب‏شناسی قابل توجه است برای دیدن پدرش به کرمانشاه می‏آمده‏اند.کلمات‏ نوربخش،مشعشع،آتش‏بگ همگی از نظر ریشه لغوی بهم شباهت دارند.اگر نظر انتساب مشعشعیان لرستان را به سیّد محمد مشعشع بپذیریم ولی به‏هرحال ناگزیریم‏ تصوّر کنیم با توجّه به فاصله زمانی این دو نفر غرض سید محمّد دیگری از اعقاب‏ مشار الیه باشد که در دوران اقتدار سید مبارک(998 تا 1025 هجری)به لرستان‏ گریخته و برمبنای دین اجدادی مذهبی نو پی افکنده است.ظهور افسانه‏های سید محمد نوربخش از خاک بختیاری و عبور او از صیمره به این وسیله توجه می‏شود. فرزندش آتش بگ بر اثر فشارهای اواخر دوران صفوی از لرستان به آذربایجان رفته‏ است و گروهی از ایلات ترک زبان نیز به لرستان کوچ کرده‏اند چنانکه همزمان با رفتن آتش بگ طایفه دیوت‏وند از آذربایجان به لرستان آمدند.بعد از آتش بگ سید سرخوش بگ به جانشینی او انتخاب و در سال 1145 هجری قمری در اطراف کوه‏ سهند درگذشت.کلامهای ترکی از این زبان پایه‏گذاری شدند.برادران آتش بگ به

یغما » شماره -1 (صفحه 419)

اسامی الماس بگ،ابدال بگ،جمشید بگ به اتفاق خواهرشان پری خانم فرشتگان‏ چهارگانه و مروّج فرامین و احکام او شدند.خان الماس بنا به روایت درویش‏ ذو الفقار گوران در سال 1138 درگذشته است.

و سنه هزار و صد و سی و هشت‏ خان الماس لوا و دلی بهشت

این شخص گوینده کلامهای فرقه آتش‏بگی است.کلام خان الماس روشن‏ و روان و زیباست.داستان آفرینش او کلامی مفصّل اما زیبا و ظریف است.چند بیتی از آن برای نمونه آورده می‏شود.

اوسانه لو بی‏نه ثرّیا بی‏ نه عرش بی‏نه فرش جهان دلیا بی

Aowsana laow bi na soraya bi-na arsh bi na farsh Jehan daliabi در آن روزگاران که لوح و پروینی در کار نبود عرش و فرش پدیدار نبود و جهان در زیر آب قرار داشت‏ مولا و درّ بی‏در و ته دریا و در براما جهان کرد مهیا مولایم درون درّی قرار داشت و درّ در ته دریا بود از آنجا گیاه بیرون آمد تا آماده خلقت جهان شود Mowlam va dorr bi dorrva Tay daria-va dorr barama Jehan kera Mohya ناویش نیا و خاوندگار عرش و کرسی و فرش اوساوا قرار Naw'e veish neya va xavendgar Arsh,korsi'o farsh aowsa dagerar نام خداوند بر خویش اطلاق کرد و پس از آن عرش و فرش و کرسی ره بیافرید هفتاد هزار سال تک و تنهای فرد و روی دلیاوه چوگان بازیش کرد Haftad hegar sal tak o Tanya Fard-va ru dalyava Cowgan bazish kard

یغما » شماره -1 (صفحه 420)

هفتاد هزار سال به تنهائی‏ بر روی دریاها به چوگان بازی پرداخت‏ نه خاک بساط سازا جبرئیل‏ تابی و همراز خالق جلیل‏ Na khake besat saza jebrail-tabira hamraz khaleghe jalil از خاک عرش جبرئیل را خلق کرد تا مشاور پروردگار بزرگ شود مرگ آتش بگ در سال 1100 هجری اتفاق افتاده است.پس از او فرزندش‏ سلطان محمود بگ مسندنشین خاندان گردید.جانشین او یعنی سید سرخوش بگ در سال 1145 وفات یافته است و مقبره‏اش در شهر مراغه جای دارد.در دوران زعامت‏ فرزندش سید عباس بگ کوچ مجدد مشعشیان به لرستان آغاز شد.محلّ سکونت‏ انتخابی آنها اینک دورود پرامان(فرامان)در مرز ایالات لرستان-کرمانشاه جای‏ داشت.دورود منطقه‏ای است کوهستانی با چشمه‏سارهای زیبا و هوای لطیف که به‏ صورت شبه جزیره‏ای در میان رودخانه‏های قره‏سو،گاماساب محصور گردیده است. فرزند دیگر آتش بگ به نام میران بگ که او نیز به همراه دیگران به غرب ایران‏ مهاجرت کرد،در ناحیه دلفان لرستان(روستای سنجابی)اقامت کرد.اعقاب او نیز در لرستان به والیزاده موسومند و مقبره‏اش به نام گنبد میران بگ زیارتگاه مردم آن‏ دیار است.عباس بگ در سال 1202 هجری قمری وفات یافته است ماه تاریخش بر روی سنگ قرمز زیبائی در مقبره دورو(گربان)چنین است(کلک شهاب از پی‏ تاریخ زد رقم-جنّت مکان سیّد جنّت مکان بود).پس از عباس بگ سید نظام الدین‏ معروف به شاه نظام به جانشینی او انتخاب شد و در سال 1241 هجری وفات یافت. آقا محمد خان قاجار فرمان ریاست ایل سرخه را نیز به او داده بود.بنا به توصیه عباس‏ میرزا ولیعهد در زمان فتحعلیشاه فرمان مالکیت بیست روستا در قریه هشترود به او عطا گردید.پسرش آقامیرزا پس از مشار الیه مسندنشین خاندان گردید و در دوران پیشوائی‏ او خاندان آتش‏بگی دارای نفوذ و اعتبار فراوان شد.افرادی مانند سید محمد حسن

یغما » شماره -1 (صفحه 421)

الماس بگی که سید محمد کلاردشتی(شورشی زمان ناصر الدینشاه در شمال ایران)از مریدان او بود درباره‏اش مدیحه‏ای دارد که قسمتی از آن‏چنین است:

عاشق جانان هستم‏ نادیده را چون دیدم‏ عزیز آقا میرزا را نشنیده را بشنیدم‏ دیوانه و سرمستم‏ مولا آقا میرزا را...

اطرافیان آقا میرزا در زمان سلطنت ناصر الدین شاه متهم به قتل تاجری کرمانشاهی‏ شدند و او ناگزیر گردید که به تهران حرکت و در حرم حضرت عبد العظیم(ع)پناهنده‏ شود.مقارن رفع این سوء تفاهم دارای پسری شد که نامش را عبد العظیم و لقبش را آبخش(عطیه لطف حق)قرار داد.پس از او با وجود برادران بزرگتر آبخش مسندنشین‏ خاندان گردید.این رهبر مشعشعی برای استحکام پایه‏های نفوذش با سران لر(والی‏ پشتکوه،خاندان امرائی،طایفه بالوند)و تعدادی از متنفذین کرمانشاهی پیوندهای‏ زناشوئی برقرار کرد.آبخش مردی خوش‏سیما و سخی الطبع بود و رفتار و همت بلندش‏ مردم را به سوی او جلب کرد.در قحطی‏های مقارن جنگ بین الملل اوّل خانه‏اش‏ پناهگاه بسیاری از آوارگان لر و کرد بود.در زمان آبخش املاک خاندان مشعشعی از پل‏چهر در نزدیکی بیستون کرمانشاه تا گنجه و آب گرم کاکاوند(لرستان)توسعه‏ یافته بود.فرید همدانی که مدّتی کارگزار غرب ایران بود او را در کرمانشاه ملاقات و درباره‏اش چنین می‏نویسد:قبل از حضرات به منزل جناب میرزا سالک رفتم،بعد از چند دقیقه دیدم جناب والا عبد العظیم میرزا که به آبخش مشهور و پیرزاده جناب‏ سالک است ورود نمودند،ایشان خوش‏سیما،و خوش‏رو و کلاه کردی بر سر و عبا بر دوش داشتند.مسکنشان هشت فرسخ تا کرمانشاه فاصله دارد و در واقع سرحد کرمانشاه لرستان است.آبخش در سال 1335 هجری قمری درگذشت و پس از او پسرش محمد حسن میرزا پیشوای خاندان شد.مشار الیه در سال 1357 هجری قمری‏ درگذشت و پسرش منصور میرزا که اینک مردی 74 ساله و منزوی و متکلف است به‏ جای او انتخاب گردید.از چند سال قبل فرزندش جناب آقا نظام الدین مشعشعی‏ پیشوائی خاندان را عهده‏دار است.از برادران آتش‏بگ نیز افرادی بر جای مانده است‏ که اهم آنها به شرح ذیل است.

1-از جمشید بگ خانواده‏های چراغ پوران بر جای مانده است که مقام پیر

یغما » شماره -1 (صفحه 422)

خاندان را عهده‏دار شد.

2-از الماس بگ خانواده‏های الماس بگی،نوربخش در تبریز و کرمانشاه و لرستان باقی مانده‏اند و مقام سیادت خاندان را دارا هستند.این مختصر فصلی از کتاب ناتمام«اهل حق»نوشته اینجانب است.پیروان این فرقه بر اثر عدم اعتقاد به‏ علوم ظاهر و کافی نداشتن آن برای وصول به درگاه حق از فقه و کلام و فلسفه دوری‏ می‏گزیند به همین علّت کتابت در میان آنها در کیفیتی بسیار ابتدائی قرار دارد. تاریخ مذهبی آنها نیز از سوی افراد سینه‏به‏سینه نقل می‏گردد و بیشتر جنبه اساطیری‏ دارد.بنابراین تحقیق درباره معتقدات و تاریخ مذهبی آنها بایستی از سر احتیاط صورت پذیرد و بنابر موقعیت ذکر تمام حقایق در چنین روزگار و چنین مقاله‏ای دشوار و خلاف مصلحت می‏نماید.

پایان مقاله


موضوعات مرتبط: تاریخ خوزستان و لرستان
برچسب‌ها: مقاله , مشعشعیان لرستان , خنجر

تاريخ : شنبه بیست و سوم دی 1391 | 15:19 | نویسنده : سجاد حسن پوش |
.: Weblog Themes By Theme98.com :.

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس